خانه / اخلاقی / کليد طلايي ارتباط با جوان

کليد طلايي ارتباط با جوان

مخاطب شناسي در گفتگو با جوان نکته اي است که نمي توان آنرا ناديده گرفت و متأسفانه بسياري از مشکلاتي که در نحوه ارتباط گيري با جوان وجود دارد از آن سرچشمه مي گيرد. بنابراين لازم است براي پرداختن به موضوع مخاطب شناسي در ابتدا تعريفي از «ارتباط» و «جوان» داشته باشيم. در هر «ارتباط» 4 جزء وجود دارد که عبارتند از: پيام، پيام رسان، پيام گير و واکنش. به نظر مي رسد در بين اين اجزاء، «پيام رسان» از اهميت ويژه اي برخوردار است و يکي از وظايف و مسؤوليتهاي سنگين آن، شناخت روحيات و ويژگيهاي «پيام گير» يا «جوان» است. در نحوه و نوع ارتباط با جوان معمولاً دو مشکل عمده وجود دارد: عدم شناخت کافي و لازم از جوان و فاصله گرفتن از او به بهانه تفاوت بسيار زيادي که اين نسل با نسل قبلي خود دارد.
استاد مطهري در اين زمينه مي گويد: «ما اول بايد درد اين نسل را بشناسيم. درد عقلي و فکري، دردي که نشانه بيداري است، يعني آن چيزي را که احساس مي کند و نسل گذشته احساس نمي کرد…»

جواني دوران تربيت پذيري است و فرصتي که در آن عقيده و اخلاق ريشه دار شده و فضايل و ملکات انساني در جوان تثبيت مي گردد.

در ذيل به برخي از ويژگيهاي اين دوران اشاره مي گردد؛

۱- مهمترين تعبيري که براي اين مرحله به کار مي رود تعبير «شباب» است. شباب در لغت به معناي برافروختگي و زبانه کشيدن است و همه حالات و رفتار جوانان حکايت از برافروختگي و هيجان دارد. جسم، روان، عواطف، احساسات و افکار جوان در کمال رشد و برافروختگي است. که البته اين ويژگيها در صورت عدم کنترل، مي تواند خطرآفرين باشد.

اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در روايتي اين دوران را به «سکرالشباب» تعبير فرموده اند. دوران بلندپروازي، اميد و آرزوهاي دور و دراز، آرمان خواهي، حقيقت جويي و همت هاي بلند.

۲- کنجاوي طبيعي در اين دوران به چراجويي مبدل گشته و جوان را به سوي منطقي روشن و استدلالي قانع کننده مي کشاند.
ايجاد شادي معقول و منطقي در اين افراد مانع از افسردگي و انواع ناهنجاريهاي اجتماعي مي گردد و در نتيجه باعث افزايش کارآيي مي گردد.

۳- «جوان» رقيق القلب و فردي پيشتاز است. شور، شوق، عشق و شيدايي او در مرحله اي از توان و رشد است که براي اقدام در دشوارترين امور حاضر به سرمايه گذاري است.

۴-جواني مرحله اي است که فطرت انسان بيدار است و مي تواند بسنجد و راه و رسم انسانيت و اخلاق را در پيش گيرد.

آنچه در بالا بدانها اشاره شد، تنها بخشي از ويژگي هاي دوران جواني است که براي برقراري يک ارتباط موفق با جوان بايد مدنظر قرار گيرد.

حال با توجه به اين خصوصيات، نحوه برقراري يک ارتباط موفق با جوان به چه صورت است؟

به نظر انديشمندان، بي تفاوتي و سهل انگاري والدين همانقدر آرامش جوان را بر هم مي زند که دخالتها و امر و نهي هاي بيش از اندازه و نابجا. اگر کسي بخواهد جوان را از راه تربيت صحيح و آگاهانه به آزادي، تفکر، استقلال رأي و احساس مسؤوليت فردي و اجتماعي هدايت کند، لازم است در نهايت متانت، بدون دخالت مستقيم و احياناً تحميل، او را در راه ناهمواري که در پيش رو دارد همراهي کند . نگراني از آينده سبب يأس و نااميدي در جوانان مي شود. و احساس ناامني اجتماعي و رواني بوجود مي آورد و به اين ترتيب ممکن است جوان دچار افسردگي شود. فرد افسرده جامعه پذير نيست و گرايش به آسيب هاي اجتماعي دارد، بنابراين ايجاد شادي معقول و منطقي در اين افراد مانع از افسردگي و انواع ناهنجاريهاي اجتماعي مي گردد و در نتيجه باعث افزايش کارآيي مي گردد.
«گوش دادن رمز ارتباط است» و خوب گوش دادن را از يکديگر دريغ مي کنيم.

بسياري از جوانها در زندگي خود هدف مشخصي ندارند، بايد به آنان کمک شود که هدفهاي خود را انتخاب و براي آن کوشش نمايند و در اين راه آموزش مهارتهاي زندگي سبب مي شود تا بهتر بتوانند با مشکلات و معضلات زندگي هاي عصر ماشيني مقابله کنند. به نظر مي رسد آشنايي جوانها با ارزشها به نحوي که خدا ، رسول خدا و انبياء و علماي جامعه راه را نشان داده اند به خوبي فکرش را به سوي درست انديشيدن هدايت خواهد کرد. در پايان اينکه متأسفانه در اغلب اوقات نه تنها در نحوه ارتباط با جوان بلکه در ساير ارتباطات اجتماعي نيز فراموش مي کنيم که «گوش دادن رمز ارتباط است» و خوب گوش دادن را از يکديگر دريغ مي کنيم. شايد کليد طلايي موفقيت در ارتباط با جوان اين است که بدانيم «تفاوت نسيم و طوفان در نوع برخورد است.»

درباره‌ی admin

پاسخ دهید