خانه / سفرهای خارجی / سفر به ارمنستان

سفر به ارمنستان

بنابر قراری که گذاشته بودم تا سفرنامه کامل سفر به کشورهای مختلفی را که گوشه ای از اتفاقات وبرکات آن سفرها را در قالب چند جمله قبلا در دلنوشته آورده بودم برای مراجعه کنندگان عزیز بگذارم  با پوزش از تاخیراین سفرنامه ها  در قالب ۳ مجموعه

۱ -سفر به ارمنستان

۲ -سفر به امارات وهندوستان

ودر آینده ای نزدیک انشاالله

۳-سفر به هلند ومکزیک

 با عنوان دلنوشته های یک مسافر تقدیم می گردد

۱ -سفر به ارمنستان

ساعت ۶ صبح روز پنج¬شنبه ۵/۷/۸۶ برابر با پانزدهم ماه مبارک رمضان بعد از صرف سحری و اقامه نماز صبح به سمت فرودگاه حضرت اما¬¬م(ره) حرکت نموده و ساعت ۱۵/۷ دقیقه به فرودگاه امام(ره) رسیدیم. بعد از دریافت کارت پرواز و پرداخت عوارض خروج و عبور از چند گیت در سالن انتظار برای سوار شدن به هواپیما خود را در جمع مسافرینی یافتیم که آماده پرواز به سمت کشور ارمنستان بودند. مسافرینی که با یک نگاه می¬شد آنها را از جهت مذهب و انگیزه سفر به آن کشور به چند دسته تقسیم نموده در آن سالن فردی متین و موقر آمد و پرسید شما آقای جعفر¬پور هستید. تعجب کردم بعد متوجه شدم ایشان آقای مهربان مداح اعزامی از سوی سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی هستند که قرار است در این سفر همراه هم باشیم.
به اتفاق ایشان ساعت ۲۰/۸ دقیقه از سالن خارج شدیم تا سوار هواپیما شویم. برایم جای تعجب بود که در فرودگاه امام با وجود ۱۰ سیستم سوار شدن دالنی به هواپیما چرا هنوز مسافرین را از سالن تا کنار هواپیما با اتوبوس جابجا می¬کنند. به هواپیما سوار شدیم، مهماندار هواپیما توصیه¬های لازم ایمنی و … را بیان و هواپیما بدون تأخیر رأس ساعت ۹ صبح پرواز کرد. بعد از یکی دو دقیقه مجدداً مهماندار اعلام نمود که بجهت احترام به شئونات و ارزشهای اسلامی از بانوان محترم تقاضا می¬کنیم پوشش اسلامی را رعایت نمایند. نوع بیان و زمان طرح چنین مسئله¬ای بعد از اتمام توصیه¬های اصلی، حکایت از دستوری بودن موضوع داشت.
از فرط خستگی و با توجه به بی‌خوابی شب گذشته در همان دقایق اولیه پرواز به خواب رفتم، شاید ۱۵ دقیقه¬ای بیشتر نگذشته بود که با صدای مهماندار که دعوت به صرف صبحانه می¬نمود بیدار شدیم. از او تشکر کردم و ایشان که فهمید روزه هستیم عذر خواهی نمود و رفت. اما در همین لحظه بیدار شدن آنچه که برایم تداعی کننده تذکر مهماندار بر حفظ پوشش اسلامی بود، كشف حجاب برخی از خانم‌های حاضر در هواپیما و مسابقه گذاشتن آنها در مقدار برهنگی بود. آیا لازم است در پرواز خارجی با وجود افراد غیر مسلمان و با علم به اینکه آنها اهل رعایت نیستند تذکر در خصوص حجاب اینگونه مطرح شود؟ و اگر لازم است تکلیف افرادی که خود را ملزم نمی¬دانند و خیلی بدجور رعایت نمی¬کنند چیست و اگر!!! ؟
خلاصه ساعت ۳۰/۱۰ وارد فرودگاه شهر ایروان شدیم. فرودگاه جمع و جور اما تمیز و بانظمی بود.
فرمی را که برای اخذ ویزا تکمیل نموده بودیم تحویل داده و بعد از حدود ۴۵ دقیقه ویزا را دریافت و  پس از تحویل بار و اخذ مجوز ورود در خروجی سالن با استقبال گرم عزیزانی که از رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان منتظر ورود ما بودند مواجه شدیم.
ساعت ۶ صبح روز پنج¬شنبه ۵/۷/۸۶ برابر با پانزدهم ماه مبارک رمضان بعد از صرف سحری و اقامه نماز صبح به سمت فرودگاه حضرت اما¬¬م(ره) حرکت نموده و ساعت ۱۵/۷ دقیقه به فرودگاه امام(ره) رسیدیم. بعد از دریافت کارت پرواز و پرداخت عوارض خروج و عبور از چند گیت در سالن انتظار برای سوار شدن به هواپیما خود را در جمع مسافرینی یافتیم که آماده پرواز به سمت کشور ارمنستان بودند. مسافرینی که با یک نگاه می¬شد آنها را از جهت مذهب و انگیزه سفر به آن کشور به چند دسته تقسیم نموده در آن سالن فردی متین و موقر آمد و پرسید شما آقای جعفر¬پور هستید. تعجب کردم بعد متوجه شدم ایشان آقای مهربان مداح اعزامی از سوی سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی هستند که قرار است در این سفر همراه هم باشیم.

به اتفاق ایشان ساعت ۲۰/۸ دقیقه از سالن خارج شدیم تا سوار هواپیما شویم.
برایم جای تعجب بود که در فرودگاه امام با وجود ۱۰ سیستم سوار شدن دالنی
به هواپیما چرا هنوز مسافرین را از سالن تا کنار هواپیما با اتوبوس جابجا
می¬کنند. به هواپیما سوار شدیم، مهماندار هواپیما توصیه¬های لازم ایمنی و
… را بیان و هواپیما بدون تأخیر رأس ساعت ۹ صبح پرواز کرد. بعد از یکی
دو دقیقه مجدداً مهماندار اعلام نمود که بجهت احترام به شئونات و ارزشهای
اسلامی از بانوان محترم تقاضا می¬کنیم پوشش اسلامی را رعایت نمایند. نوع
بیان و زمان طرح چنین مسئله¬ای بعد از اتمام توصیه¬های اصلی، حکایت از
دستوری بودن موضوع داشت.
از فرط خستگی و با توجه به بی‌خوابی شب گذشته در همان دقایق اولیه پرواز
به خواب رفتم، شاید ۱۵ دقیقه¬ای بیشتر نگذشته بود که با صدای مهماندار که
دعوت به صرف صبحانه می¬نمود بیدار شدیم. از او تشکر کردم و ایشان که فهمید
روزه هستیم عذر خواهی نمود و رفت. اما در همین لحظه بیدار شدن آنچه که
برایم تداعی کننده تذکر مهماندار بر حفظ پوشش اسلامی بود، كشف حجاب برخی
از خانم‌های حاضر در هواپیما و مسابقه گذاشتن آنها در مقدار برهنگی بود.
آیا لازم است در پرواز خارجی با وجود افراد غیر مسلمان و با علم به اینکه
آنها اهل رعایت نیستند تذکر در خصوص حجاب اینگونه مطرح شود؟ و اگر لازم
است تکلیف افرادی که خود را ملزم نمی¬دانند و خیلی بدجور رعایت نمی¬کنند
چیست و اگر!!! ؟
خلاصه ساعت ۳۰/۱۰ وارد فرودگاه شهر ایروان شدیم. فرودگاه جمع و جور اما تمیز و بانظمی بود.
فرمی را که برای اخذ ویزا تکمیل نموده بودیم تحویل داده و بعد از حدود ۴۵
دقیقه ویزا را دریافت و  پس از تحویل بار و اخذ مجوز ورود در خروجی سالن
با استقبال گرم عزیزانی که از رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در
ارمنستان منتظر ورود ما بودند مواجه شدیم.
با گشت و گذاری در خیابانهای فرودگاه ایروان تا محل رایزنی فرهنگی ج.ا.ا
نمایی کلی از فرهنگ و آداب و رسوم و شهرسازی ایروان به دست می¬آمد. این
فرصت، مدت زمان کوتاه اما مناسبی برای دست¬یابی به یک سری اطلاعات اولیه
لازم در مورد این کشور و بویژه شهر ایروان بود مثلاً اینکه¬:
 ارمنستان در ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۱ از اتحاد جماهیر شوروی سابق مستقل شده است.
 جمعیت آن حدود ۰۰۰/۰۰۰/۴ نفر است و جمعیت شهر ایروان بالغ به یک میلیون نفر است.
 زبان رسمی آن ارمنی است و زبانهای روسی و کردی هم در آن استفاده می¬شود.
 واحد پول آن درام و هر هزار درام آن برابر با ۳۰۰۰ تومان ایران است.
 صادرات عمده آن¬ کشور: طلا و جواهرات تزئینی, آلومینیوم, مواد شیمیایی و روی و مس می‌باشد.
 واردات عمده آن کشور: مواد خوراکی, سوخت, پوشاک و وسایل صنعتی و الکترونیکی می‌‌باشد.
 سوغات آن کشور: سفال, آلات موسیقی, جواهرات, اوبسیدان (صنایع دستی از سنگ گرانیت) و خاچکار (صنایع دستی چوبی) است.
 مراکز توریستی: کلیساهای مطرح, موزه¬ها, میدان جمهوری, خانه اپرا و نماد شهدای ارامنه، شهر اچمیادزین دریاچه سوان و … می¬باشد.
 رژیم سیاسی این کشور: جمهوری دموکراتیک مستقل با ۳ قوه مجریه، مقننه و قضاییه است و دارای یک نظام چند حزبی است.
 رئیس جمهور آن کشور: روبرت کوچاریان و نخست وزیر آن آندرانیک مارکاریان می¬باشد.
 این کشور دارای ۱۴ وزارتخانه می¬باشد.
 روابط ارمنستان و ایران در حد عالی تعریف شده و عوامل مؤثر بر این
روابط، عوامل اقتصادی سیاسی و جغرافیایی. جایگاه استراتژیک در منطقه و
وجود اقلیت ارمنی در ایران می¬باشد.
 آمریکا در این کشور فعالیت گسترده¬ای دارد بگونه¬ای که هر رهگذری در
هنگام عبور از فرودگاه ایروان به سمت داخل شهر با مشاهده ساختمان وسیع و
گسترده سفارت آمریکا پی به این واقعیت خواهد برد. آمریکا در این کشور ۳۰۰
دیپلمات رسمی و مقدار زیادی تکنیکال محلّی را در سفارت خود مشغول به کار
دارد.
 از نظر علمی دانشگاههای زیادی چه داخلی و چه خارجی در این کشور مشغول
فعالیت هستند که مهمترین آنها دانشگاه دولتی ایروان، دانشگاه هنر ایروان،
دانشگاه پزشکی مختار هراننسی، دانشگاه هراچا آچاریان، دانشگاه فرانسوی
ارمنستان، دانشگاه آمریکایی ارمنستان و مرکز ایران شناسی قفقاز در ایروان
می¬باشد.
 ۳۶ کشور یا سازمان بین المللی در کشور ارمنستان نمایندگی فعال دارند.
 مذهب اکثر مردم ارمنستان ارمنی حواری (۹۴%) و حدود ۴% کاتولیک، ارتدکس و سایر مذاهب مسیحی هستند.
 حدود ۴۰۰۰ ایرانی تحت عنوان¬های کارکنان نهادهای دولتی و غیر دولتی
ایرانی, تاجر, دانشجو و مقیم در ارمنستان ساکن هستند. حدود ۲۴۰۰ نفر از
این جمعیت را دانشجویان ایرانی تشکیل می‌دهند.
 نهادها و مراکز فعال ایرانیان در آن کشور: سفارت جمهوری اسلامی ایران در
ارمنستان – رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در ارمنستان، مسجد جامع کبود ایروان،
مدرسه ایرانیان و اتاق ایران در موزه ملی ارمنستان می¬باشد.
بعد از نیم ساعتی عبور از خیابانهای ایروان به رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در ارمنستان رسیدیم.
به محض ورود با استقبال گرم و صمیمانه جناب آقای علیرضا عطوفی رایزن
فرهنگی ج.ا.ا در ارمنستان روبرو شدیم. آقای عطوفی شخصیت جالب و در بعضی
جهات منحصر به فردی دارند. اکتیو، فعال. دارای شم سیاسی و فرهنگی بالا –
در بعضی جهات هیئتی و در بعضی جهات خیلی دیپلماتیک و جالبتر از همه آنکه
نسبت به نقطه نظرات خود به هیچ وجه کوتاه نمی¬آیند و بر آنها پافشاری
جالبی داشته و بر نظم بویژه رعایت نظم در وقت دقت فراوانی دارند. در همان
آغاز جلسه توجیهی ۱ ساعته¬ای برای برنامه ریزی و هماهنگی در اجرای خوب
برنامه¬ها داشتیم و جدول زمان¬بندی برنامه¬هایی را که از قبل تهیه کرده
بودند (پیوست شماره ۱) را تا پایان ماه مبارک مروری کردیم با همان جلسه
متوجه شدیم که بر خلاف اسم کوچک ارمنستان و تصور اینکه باید به برگزاری
جلسات مختصری در محل سفارت یا رایزنی بسنده کنیم، باید منتظر جلسات با
شکوهی در محل مسجد جامع کبود ایروان باشیم.
از این بابت خیلی خوشحال شدم و برای دیدن مسجد جامع کبود لحظه شماری
می¬کردم با خداحافظی با آقای عطوفی به محل استقرار که محل نسبتاً مناسبی
بود راهنمایی شدیم بعد از استقرار و ساعتی استراحت برای رفتن به مسجد جامع
کبود ایروان آماده شدیم.
قرار بود در اولین شب ورود ضمن برگزاری نماز جماعت مغرب و عشاء بر سر سفره
افطاری ویژه شب میلاد کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) بنشینیم و در
ادامه برگزار کننده جشن میلاد آن حضرت باشیم.
به درب مسجد که رسیدیم برایم باور کردنی نبود درست در میان خیابانهایی که
مملو از نمادهای غیر اسلامی بود سر در مسجدی به نام مسلمانان با همان
آجرهای قرمز و کاشیهای فیروزه¬ای که نماد اماکن مذهبی مسلمانان است جلوه
نمایی کند. وارد مسجد که شدیم برای یک لحظه خودم را در میان یکی از مساجد
قدیمی شهرهایی مثل اصفهان و کاشان و یزد دیدم. مسجدی که در میان آن حوض و
باغچه¬های زیبا- دو طرف آن حجره¬های یک شکل و منظم – در قسمت بالا مسجد
بزرگ و با عظمت و در قسمت پائین حسینیه در حال تکمیل که همه در کنار هم از
یک هارمونی زیبایی برخوردار بودند.
جمعیت، بسان آدمهایی که چیزی گم کرده¬اند و به دنبال گمشده خود از
خیابانهای پر آشوب شهر فرار کرده و رو به سوی این پاتوق معنوی می¬آورند
دسته دسته وارد مسجد می¬شوند. حضور یک روحانی بعد از گذشت ۱۵ روز از ماه
مبارک رمضان در مسجد برایشان جالب بود و خیلی خوب برخورد می‌کردند. لحظه
افطار با صدای ربّنا نزدیک و نزدیک تر می¬شد و دلها هر لحظه به هم صمیمی
تر و مهربانتر. سفره افطاری چیده شده بود که صدای گلبانگ اذان مغرب در فضا
طنین انداز شد.
جمعیتی حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر کنار سفره افطار حاضر بودند و مشغول صرف
افطاری – بعد از صرف افطار حضور ما و برنامه¬های نیمه دوم ماه مبارک رمضان
به سمع حاضرین رسانده شد. برنامه شبهای ما نماز جماعت و سخنرانی در مسجد
عنوان شد.
شب اول با استعانت از الطاف الهی و مدد روح کریم اهل بیت(ع) و دعای خوبان
حاضر آن فضای معنوی مسجد برنامه خوب و رضایت بخشی ارائه شد. نماز جماعت و
در ادامه سخنرانی یک ساعته و آشنایی با جمع عزیزان همگی زیباییهایی بود که
حکایت از باز بودن عرصه برای یک فعالیت فرهنگی تبلیغی داشت.
در همین‌جا به این نكته اشاره كنم كه برنامه اصلی ما در اكثر شبها, نماز
جماعت مغرب و عشاء و سخنرانی ۱ ساعته و سپس مدیحه‌سرایی یا سوگواری مداح
اهل بیت(ع) بود كه بحمدالله با استقبال خوب و پرشوری مواجه بود كه نظر به
تكرار شدن این برنامه به همین مقدار از ذكر آن بسنده می‌كنم.
در پایان برنامه آن شب زمینه¬ای فراهم شد تا در یک نشست نیم ساعته در محل
مسجد با اکثر عزیزانی که قرار است در طول مدت حضور با آنها ارتباط
داشته¬ایم از جمله سفیر محترم ج.ا.ا در ارمنستان جناب آقای حقیقیان –
سرکنسول – مسئول بخش دانشجویی سفارت – وابسته نظامی – بچه¬های مسجد – جمع
دانشجویان بویژه فعالین انجمن دانشجویان ایرانی و خیلی از ایرانیان مقیم
آشنا شدیم.
همان شب قراری گذاشتیم تا به خوابگاه دانشجویان ایرانی سری بزنیم و با
آنها در محل اتاقهایشان گپ و گفت صمیمانه¬ای داشته باشیم. همچنین بنا شد
تا یکی دو جلسه در دانشگاه دولتی ایروان و دانشگاه پزشکی هم حاضر شده تا
ضمن آشنایی با فضای آن دانشگاهها از جایگاه دانشجویان ایرانی در
دانشگاههای ارمنستان هم مطلع شویم. آن شب, شب امیدبخش و آغاز مطلوبی در
شروع برنامه‌ها بود.
پرداختن به جزء جزء برنامه¬های هز روزه  را به فهرست کلی عناوین برنامه‌ها
وا می¬گذارم. و در یک نگاه کلی به برنامه¬های خاصی که قابل ذکرند
می¬پردازم.
برنامه مفید دیگری که در این سفر داشتیم حضور هر روزه در مدرسه ایرانیان
(شهید فهمیده) به منظور اقامه نماز جماعت ظهر و عصر و سخنرانی کوتاه بود
که با توجه به اختلاط دانش آموزان مسلمان و دانش آموزان ارمنی ایرانی فضای
خاصی محسوب می¬¬شد. و به همین جهت با دعوت مدیر محترم مدرسه یک جلسه
صبحگاه مشترک هم ویژه همه کارکنان و دانش آموزان برگزار شد که با صحبت
پیرامون اشتراک در اصل اعتقادی توحید به خداپرستی و تقوی الهی با زبان
دانش آموزان اشاراتی نمودم که به حمد الله با استقبال خوب دانش آموزان و
معلمین مواجه شد. حضور دانش‌آموزان و معلمین در برنامه‌های هر شبه مسجد
چشمگیر بود.
در همین راستا به دعوت رایزن محترم فرهنگی جلسه ضیافت افطاری با حضور کلیه
معلمین و مدیر محترم مدرسه ج.ا.ا در ارمنستان به همراه خانواده¬های محترم
آنها در محل رایزنی فرهنگی برگزار گردید. که با سخنرانی در موضوع اهمیت
هدایت و هدایتگری و وظیفه خطیر معلمین در سرزمینی که نیاز به هدایت یک
نیاز اساسی است به انجام وظیفه پرداختیم. مجلس صمیمانه و با صفایی بود و
با توجه به آنكه تعدادی از معلمین و خانواده‌های آنها از مشهد مقدس بودند
و این مطلب مورد اشاره در صحبتها قرار گرفت حال و هوای خاصی حاكم بر آن
مجلس شده بود.
برنامه جالب و مفید دیگری که با برنامه ریزی¬های صورت گرفت به انجام رسید،
جلسه ضیافت افطاری ویژه فعالین دانشجویی و بویژه انجمن دانشجویان ایرانی
شاغل به تحصیل در ارمنستان بود که با حضور حدود ۶۰ نفر از دانشجویان دختر
و پسر ایرانی در محل رایزنی فرهنگی به انجام رسید.
در این دیدار ضمن صحبت در خصوص اهمیت علم و علم آموزی و توجه دادن به
رسالت دانشجویان ایرانی به عنوان نماینده فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی، پای
درد و دل و صحبتهای تکان دهنده و از سر درد دانشجویان نشستیم. صحبتهای
سراسر نگرانی از آینده و عدم رضایت از وضعیت تحصیل دانشجویی ایرانی در
دانشگاههای ارمنستان بود. (نمونه پیوست شماره ۲)
اگر بخواهیم گوشه¬ای از حرف¬های آن عزیزان را فهرست وار بیان کنیم نکات
ذیل بیشتر از سایر مباحث جلب توجه می¬کند. دانشجویان معتقد بودند
دانشجویان ایرانی حاضر در ارمنستان یكسان نیستند. در یك نگاه كلی می‌شد
دانشجویان ایرانی مقیم ارمنستان را به ۳ دسته تقسیم نمود:
۱)  دسته¬ای که به دلیل مشکلات خاص از راه یابی به دانشگاههای داخلی
بازمانده¬اند و از فرصت ورود آسان به دانشگاههای ارمنستان استفاده
نموده¬اند تا از جرگه تحصیل علم باز نمانند. این دسته نه از وضعیت علمی
دانشگاههای ارمنستان راضیند و نه از حضور خود در کشور غریب و به دنبال راه
و چاهی برای نجات از این گرفتاری مبتلا شده هستند. این دسته غالباً
بچه‌های مثبت و آینده‌نگری هستند كه حضور خود در ارمنستان را هدر رفتن عمر
خود می‌دانند.
۲) دسته¬ای که یا با توجه به وضعیت خوب مالی و یا با توجه به ضعف فرهنگ
خانوادگی دنبال محلی برای خوشی و عیش و نوش جوانی می‌گشته¬اند و در عین
حال می¬خواسته¬اند عنوان دانشجوی شاغل به تحصیل در خارج از کشور را هم به
عنوان یک کلاس یدک بکشند. اینان راه پاس کردن واحدها را خوب بلد شده¬اند و
از جهت خوش¬گذرانی¬های ظاهری هم کم نمی¬گذارند.
۳) دسته سوم آنهایی هستند که خانواده به – تعبیر یکی از مسئولین ایرانی –
برای راحت شدن از دست آنها و ایمن بودن از عواقب حضور آنها در ایران، آنها
را روانه کشور بیگانه نموده¬اند تا به راحتی هر کاری را که می¬خواهند در
کشور دیگری انجام دهند و خرج کنند. بی¬¬حساب و کتاب سرمایه پدری باشند.
 البته تشخیص درست اینکه هر دسته از دانشجویان مذکور چند درصد را تشکیل
می‌دهند کار ساده‌ای نیست ولی این واقعیت وجود دارد که دسته اول از دو
دسته دیگر خیلی کمترند.
جای شرم دارد که متأسفانه بیان کنم در طول مدت حضور در ایروان یک بار
شاهدآن نبودم که یک جوان ارمنستانی با قیافه¬ای نامرتب و به هم ریخته و با
در دست داشتن شیشه مشروب در خیابان یا پارک یا هر محل عمومی دیگری حاضر
شود. یک جوان ارمنی با موی بلند در این شهر ندیدم!! اما به دفعات شاهد آن
بودم که ۲ یا چند پسر ایرانی و متأسفانه گاهاً همراه با یک یا چند دختر
ایرانی در حالیکه ظاهری کاملاً ناآراسته و به هم ریخته داشتند با شیشه
مشروب در دست در خیابان یا پارک توجه همگان را با یک نگاه منفی همراه با
تعجب به خود جلب نموده بودند.
البته این فضا منکر وجود جوانان مؤدب، متین، باوقار و اهل تحصیل علم که
بحمدالله کم هم نبودند نمی¬شود. چه بسیار جوانانی که در شبهای ماه مبارک
پاتوقشان مسجد و بزم عیش آنها جلسات دعا و مناجات شبانگاهی مسجد جامع کبود
ایروان بود.
اما آنچه که از ایران و ایرانی انتظار می¬رود آن است که حتی ۱ صحنه از آن صحنه¬های آزار دهنده را  هم در آن کشور نبیند.
برنامه دیگری که صورت پذیرفت دیدار سه ساعته با دانشجویان ایرانی در محل
خوابگاه ماسیو بود که با استقبال خوب دانشجویان ایرانی مواجه شد.
عدم پایبندی به تعهدات از سوی مدیریت خوابگاه – اختلاط دختر و پسر – امن
نبودن ساختمان – عدم برخورداری ساختمان از امکانات سرمایشی و گرمایشی
مناسب – عدم برخورداری از امکانات بهداشتی مناسب – عدم سرو غذا – تأسیس
مرکز لهو و لعب (بار) در محیط خوابگاه – عدم رعایت مسائل ابتدایی از سوی
دختران و پسران ایرانی – هزینه گزاف خوابگاه و … از مشکلات مبتلا به
دانشجویان ایرانی ساکن در خوابگاه مذکور بود که در نشست با سفیر محترم
ج.ا.ا مسائل مطرح شده توسط دانشجویان یادآوری شد.
برنامه دیگر حضور در مجتمع خوابگاهی زیتون، محل اسکان جمع دیگری از دانشجویان ایرانی بود که در یک بعد از ظهر ماه مبارک صورت پذیرفت.
علاوه بر وجود مشکلات در خوابگاه قبلی – خانوادگی بودن بعضی از اتاقهای
خوابگاه مذکور – کثیف بودن و غیر بهداشتی بودن کلیه فضای خوابگاه و
اتاقهای نامناسب، مشکلاتی بودند که به نظر می‌رسید واقعاً شأن ایرانیان در
آن محیطها را زیر سؤال برده است.
برنامه بعدی حضور در دانشگاه علوم پزشکی ایروان بود که به منظور آشنایی با
فضاهای آموزشی و شیوه آموزش دانشگاهها صورت گرفت. دانشجویان ایرانی اکثراً
معتقد بودند فضای علمی دانشگاههای ایروان تحت تأثیر روابط مالی و اقتصادی
دانشجویان و اساتید قرارگرفته است.
در برنامه بعدی با حضور در دانشگاه هراچا آچاریان بزرگترین دانشگاه خصوصی
ارمنستان در همایش ایران شناسی که توسط گروه ایران شناسی آن دانشگاه
برگزار شده بود شرکت نمودیم.
در آن فضا که با توجه به سال مولانا بسیاری از دانشجویان اصرار داشتند تا
با خواندن اشعار مولانا آشنایی خود را با زبان فارسی را به ما نشان بدهند،
بحثهایی در خصوص مولوی، حافظ، سعدی و مفاخر ادب ایران زمین صورت پذیرفت.
علاقه دانشجویان حاضر در آن همایش که از کشورهای سوریه، بنگلادش، هند و
ارمنستان بودند به آشنایی با ایران و ایرانیان شگفت انگیز بود.
برنامه جالب دیگری که اتفاق افتاد و برایمان خیلی جالب بود حضور در چند
کلیسای مطرح ارمنستان از جمله شهر اچمیادزین (مقر اسقف نشینی) که در حقیقت
واتیکان ارامنه جهان محسوب می¬شود، کلیسای جامع گریگور لوساووریچ مقدس،
کلیسای سرکیس مقدس و … بود.
در یکی از این دیدارها اجازه کشیش برای حضور در مراسم غسل تعمید یک جوان
مسیحی و مشاهده از نزدیک مراسم غسل تعمید و چگونگی اجرای آن مراسم در نوع
خود برنامه جالب و جذابی بود که پرداختن به آن در این مقال نمی¬گنجد.
از برنامه¬های دیگر در طول سفر که از قبل برنامه ریزی شده بود اقامه نماز
جمعه در روزهای جمعه بود که با استقبال خوب ایرانیان هم مواجه می¬شد.
ایرانیان از نبود برنامه همیشگی نماز جمعه و جماعت در محل مسجد ایروان
ابراز تأسف می¬کردند. در یکی از جمعه¬ها که از سوی ج.ا.ا به عنوان روز قدس
اعلام شده بود برنامه راهپیمایی دانش آموزان ایرانی تا محل مسجد ایروان و
همراهی مردم و مسئولین سفارتی و … در محل مسجد با آنها حرکت خود جوش
جالب و دیدنی را به نمایش گذاشته بود.
اما بهترین و مؤثرترین برنامه این سفر که خداوند توفیق مرحمت نمود و به
لطف حضرتش، به اعتراف حاضرین برنامه¬های منحصر به فرد و کم نظیری در طول
دوران برگزاری مراسم¬های مسجد جامع کبود به حساب می¬آمد، برنامه¬های احیاء
لیالی قدر بود.
شبهایی که با حضور دانشجویان – کارکنان دولتی و غیر دولتی – معلمین و دانش
آموزان مدرسه ایرانیان و جمع کثیری از ایرانیان مقیم ارمنستان و حتی
مسلمانانی از سایر کشورهای اسلامی حال و هوای خاصی داشت. فضای غربت حاکم
بر آن شهر، فضای معنوی حاکم بر مسجد و خیل جمعیت عاشق و امیدوار به رحمت
حق بهترین زمینه برای اجرای یك مراسم احیاء معنوی بود. طنین ملکوتی دعای
عظیم القدر جوشن کبیر توسط برادر گرامی جناب آقای مهربان و سایر عزیزان –
مراسم عزاداری و سینه زنی در ایام شهادت مولی¬الموحدین حضرت امیر المؤمنین
علی ابن ابیطالب(ع) و چشمهای امیدوار به کرم و بخشش حضرت حق این بستر را
آماه می¬ساخت تا در یک تقسیم بندی از دل برخاسته ۳ شب محتمل قدر به ترتیب
به ۱) شب امید، ۲) شب توبه و بازگشت، و ۳) شب وصال، تقسیم و در هر شب با
سخنرانی متناسب با آن تقسیم بندی زمینه برای استفاده هرچه بهتر از آن فضا
فراهم گردد.
توفیق عظیمی که خداوند مرحمت فرمود تا با صحبت در حول ۳ موضوع تقسیم بندی
شده، در جمع آن عزیزان هیچگونه احساس غربت و یا احساس تأسف از عدم حضور در
یکی از مجالس احیاء ایران اسلامی به سراغمان نیاید.
حضور هر شبة مسئولین سفارتی از جمله سفیر محترم, رایزن محترم فرهنگی و
سایرین در این برنامه‌های معنوی موجب ایجاد فضای صمیمانه‌ای بین مردم و
مسئولین شده بود.
امید آنکه خداوند کریم با لطف و کرمش این انجام وظیفه بر اساس بضاعت مزجاتمان را به درگاه با عظمتش پذیرفته باشد.
یكی دیگر از برنامه‌های سفر حضور در محل سفارت ج.ا.ا در ارمنستان و دیدار
با سفیر محترم جناب آقای حقیقیان بود كه اظهار رضایت ایشان و مجموعه سفارت
از برنامه‌های مسجد جامع كبود و سایر برنامه‌های فرهنگی مذهبی موجب افتخار
و مباهات بود. در این جلسه در مورد آنچه كه از مدت حضور در ارمنستان بویژه
در مورد وضعیت دانشجویان و مسجد جامع كبود برداشت نموده بودم، تبادل نظر و
گفتگوهایی صورت پذیرفت كه به نظرم مفید بود.
از دیگر برنامه¬ها استهلال ماه شوال در شب محتمل عید فطر بود که به اتفاق
رایزن محترم فرهنگی در یکی از ارتفاعات حاضر شدیم و همانگونه که در ایران
اسلامی هم اعلام گردید هلال ماه شوال در آن شهر هم رؤیت نگردید.
برنامه پایانی ما در مسجد جامع کبود ایروان هم اقامه نماز عید سعید فطر با حضور خیل مشتاق روزه داران ماه میهمانی خدا بود.
صبح روز عید در مسجد جامع کبود ایروان صبحی دیدنی و فراموش ناشدنی بود،
خیل مردم برآمده از ماه میهمانی خدا وقتی وارد مسجد می¬شدند و به سمت
صندوقهای پرداخت زکاه فطره می¬رفتند صحنه‌ای تکان دهنده و ماندگار در قلوب
امیدواران به رحمت الهی را خلق نموده بودند.
حضور نمایندگانی از کشورهای اسلامی حتی در سطح معاون سفیر و سرکنسول از
جمله از کشور مصر و … صحنه دیدنی دیگری بود که در صبح روز عید در مسجد
جامع ایروان رقم ¬خورد.
شور و شوق دانشجویان در پخش گاهنامه دوستانه كه به مناسبت عید سعید فطر
منتشر نموده بودند هم حركت جالب و درخور تحسینی بود (پیوست شماره ۳) مطلب
قابل توجه در این نشریه گزارش گردهمایی دانشجویان ایرانی خارج از كشور در
مشهد مقدس بود كه در مردادماه برگزار گردیده بود.
جمعیت عاشقی که در شبهای قدر در همین مکان به دعا و نیایش نشسته بودند در
صبح روز عید برای گرفتن مزد بندگی عاشقانه خویش در صفوف نماز عید شانه به
شانه هم ایستاده بودند و ندای اللهم اهل الکبریاء والعظمه … سر داده
بودند.
خدایا بر این بندگی و بر این جایگاه کبریایی با عظمتت تو را سپاس که این همه قرین لطف و مرحمت خویش گرداندیمان.
اما آنچه كه پس از اقامه نماز با شكوه عید سعید فطر موجب نگرانی و تأسف
برای حقیر و جمع ایرانیان مقیم ارمنستان بود چیزی نبود جز آنكه از طرفی
سفرة با بركت ماه ضیافت الهی برچیده می‌شد و از طرفی سفرة گسترده استفاده
از فرصت معنوی رمضان در مسجد جامع كبود هم با پایان این ماه جمع می‌شد.
به راستی سخت و طاقت فرسا بود كه چراغ مسجد جامع كبود با اتمام برنامه‌های
ماه مبارك رمضان و بازگشت روحانی اعزامی به ایران خاموش می‌شد و جمع مشتاق
باید تا محرّمی كه ایام عزاداری و سوگواری حضرت سیدالشهداء(ع) است و شاید
مداح و روحانی دیگری برای آن ایام اعزام شوند منتظر بمانند.
عمر سفر به پایان رسید و درست به فاصلة یك ساعت پس از اقامه نماز عید سعید
فطر با خداحافظی از جمع عزیزان حاضر در مسجد جامع كبود با بدرقه گرم سفیر
محترم, رایزن محترم فرهنگی و همه عزیزانی كه در طول مدت سفر افتخار آشنایی
با آن عزیزان نصیب گردیده بود عازم فرودگاه شده و با پرواز ساعت ۱۳ روز
عید سعید فطر به وقت ایروان از فرودگاه ایروان به سمت فرودگاه امام
خمینی(ره) پرواز نموده و ساعت ۱۳:۳۰ به وقت تهران وارد فرودگاه امام خمینی
تهران شدیم. راستی هیچ كجای جهان ایران می‌شود؟!!!
به پایان آمد این دفتر حكایت همچنان باقیست.
با تقدیم احترام
مرتضی جعفرپور
روحانی اعزامی به جمهوری ارمنستان
رمضان ۱۴۲۸

درباره‌ی admin

پاسخ دهید